نوشته شده توسط : مهسا

salam   دستهای کوچکم را تا آسمان بالا می برم هر چه بیشتر سعی می کنم نمی شود او دور تر از من است آنقدر دور که آرزوی چهره ی زیبایش تنها در خواب های کودکانه ام بر آورده می شود اشک میریزم نه برای او می دانم که او حالا در بین گلبرگ های گل یاس غوطه آور است من برای خود اشک میریزم ...اشک میریزم ... آه حسرتم فلک را می شکافد ... تا به کی جدا از او در این خاک سرد باید گام بردارم و تنها دل خوش خاطرات زیبایمان و منتظر دیدار او در رویاهایم باشم ****
گاهی دلم تنگ می شود برای خودم


خداحافظ نگو وقتی........

 



:: بازدید از این مطلب : 495
|
امتیاز مطلب : 146
|
تعداد امتیازدهندگان : 35
|
مجموع امتیاز : 35
تاریخ انتشار : چهار شنبه 20 مهر 1390 | نظرات ()